ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

100

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

مدينه مىخورد ، براى او بهتر از آن بود كه كرد ؟ حسن از شنيدن اين سخن بگريه افتاد ، و گفت من اين سخن را گفته‌ام ؟ آگاه باشيد به خدا قسم ديروز از شما مردى جدا گشت تيرى بود كه همواره بهدف اصابت ميكرد ، تيرى بود كه از كمان خدا جسته باشد ، بعد از پيامبر اين امت عارف و عابد اين امت بود ، و مردى بود داراى شرافت و برترى ، و نزديكترين خويشى را با رسول خدا ( ص ) داشت ، از امر خدا خسته و رنجور نگشته و افسردگى نداشت ، در مال خدا تجاوز نكرده ، و او را نمىدزديد ، مقاصد و هدفهاى قرآن را خواه به منفعت خود و يا به ضرر خود پياده مىنمود ، و او را بباغى زيبا و دلچسب و نخلستانى پر درخت وارد ميساخت ، اين على بن ابى طالب است اى بيخرد ! . ( 1 ) 108 - و با سندهايش گفت : نقل كرد بما پدرم كه حديث كرد بما ابو - عبد اللَّه يمامى ضرير كه نقل كرد بما عبيد اللَّه فرزند عايشه گفت : نقل كرد به من پدرم گفت : كه على بن ابى طالب محل نشر علم رسول خدا ( ص ) و موضع اسرار او است . ( 2 ) 109 - و گفت : نقل كرد بما محمد فرزند قاسم كه نقل كرد بما محمد فرزند حسين كه نقل كرد بما جندل فرزند والق ثعلبى كه نقل كرد بما عمر فرزند طلحة از اسباط فرزند نصر از سدى كه گفت : من جوانى نورس در مدينه بودم ، و نزد ( احجار زيت ) بازى مىكردم ، شتر سوارى آمد كه على بن ابى طالب را سب ميكرد ، و مردم بدورش گرد مىآمدند ، سعد بن ابى وقاص آمده و دستهايش را بلند كرد و گفت : پروردگارا اگر اين مرد بنده صالحى را بدگوئى كرده و ناسزا مىگويد نكبت و تيره‌بختى او را بمردم بنمايان ، در آن حال شتر مرد رم كرد ، و برو افتاد و گردنش شكست ، خدا او را از رحمت خود دور كرده و نابود بگرداند . ( 3 ) 110 - و گفت : نقل كرد بما محمد فرزند قاسم كه نقل كرد بما احمد